|
´´´´´´´´´´´´´,;****,´´
برای تو... برای تو می نویسم...برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست... برای تویی که احساسم از ان وجود نازنین توست...برای تویی که تمام هستیم در عشق تو غرق شد. برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است... برای تویی که هر لحظه دوریت برایم مثل یک قرن است... برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه ی من است... برای تویی که در عشق قلبت چه بی باک است. برای تویی که عشقت معنای بودنت است... برای تویی که غم هایت معتای سوختنم است... برای تویی که ارزوهایت ارزویم است...
حکم من عشق بود............................. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بگذر ز من ای آشنا، باور کن بعد از تو،
گل و آتش در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم با عقل آب عشق به یک جوی نمی رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش و ناز و وصال و باز صبح است و سیل و اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی ز جور شمع نیست عمریست که در هوای عشق تو می سوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبتم که بی غشم باور مکن که طعنه ی طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان لب می گزد چو غنچه ی خندان که خامشم هر شب چو آفتاب به بالین من بتاب تو ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی تا بشنوی نوای غزل های سرکشم ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار این کار توست من همه جور توکشم
پرنده عاشق پرنده نيز عاشق بود گهي مي رفت گهي مي ماند سپس دراوج تنهايي گهي آوازغم مي خواند ازاين شاخه به آن شاخه خودش را جستجو مي كرد وهرگلبرگ خوش رنگي دلش رازيرو رو مي كرد نه مي خوردو نه مي خوابيد نه مي پيچيد نه مي تابيد نگاهش خسته بود اما.......... به جايي دورمي تازيد و من حالا به پشت پنجره تنها برايش اشك مي ريزم ودستم را برايش مي برم بالا و مي خوانم دعا اما!!!!!!!!!!!! پرنده گفت بايد رفت پرنده رفت پرنده دورشدحالا دگراورا نمي بينم پرنده خوبو صادق بود پرنده نيز عاشق بود.......
کو کوآشنای شبهای من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیروزمن کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فردای من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شاهزاده رویای من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کوهم قبیله ی مجنون من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی نوشتم عاشق ترینم گفتی نمیخوام تورو ببینم برات نوشتم یه بی قرارم باخنده گفتی دوست ندارم رو بغض ابرا نامه نوشتم وقلبمومهرنامه گذاشتم باتومیگیره ترانه ها جون وقتی نباشی میمیره لیلی!!!!
آشتی خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفاشه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی خیلی سخته اون که اومدوکرددیونه هوسش وقتی تمام شد بگه پیشت نمیمونه خیلی سخته اون کسی که می گفت واسه چشات میمیره بره ودیگه سراغی ازتو ونگات نگیره
به چشمانم تومی نویسم این حکایت بی انتهایی!!!!!!!!!! عشق راتابدانی محبت عشق راازچشمان توآموختم وباتوآغازکردم به پاکی چشمانت قسم که تاابد عاشقانه دوست دارم این جاده عشق هم سفرمی خواهدومن تورا به خاطرقلب بزرگ ومهربانت برگزیدم دراین راه سخت تنهایم نگذارهمیشه به یادت هستم باآبی عشق پرگشودن زیباست ودرلحظه غم توراسرودن زیباست منظورم ازاین ترانه میدانی چیست یعنی که همیشه باتو بودن زیباست
منم عاشق مراغم سازگاراست!!!!!!!!!! تومعشوقی توراباغم چه کاراست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به نام خالق عاشقی آهنگ صدایت آرام بخش قلب من است عشق تنهایک باربرای هرکسی میایدوبرای تمامی عمرش میماندونخواهدرفت تا ما برویم!!!!!!!!!!
رفتن تو......................... رفتی که من کوچه را قدم بزنم بی تو بی نفس های تو بی های وهوی تو رفتی که من کوچه رازیروروکنم درخت ها را ازریشه بکنم گنجشک هاراسین جیم کنم توراجست وجوکنم وهی شعربخوانم ومنتظرشوم رفتی که من کوچه نشین شوم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غروبا که چک چک آسمان میریزه خورشیدو رو شهرمون یه غریبه هستو کوله بار درد میره توجنگلهای خیسو سرد میره اونجا میشینه پای چنار بی گمانم داد میزنه به روزگار رو تن درختا رخت مال مال تو دلم مهرعروس جنگل بیا مردونگی کن روزگار بروعشق منو بردار بیار . . . . .
تولد رسم زیبای پرندهاست مهم پرواز سوی بی کرانه هاست چه فرقی میکنه با................. غیر..........یا..........با.................من
فاصله : توی یه دیوارسنگی دوتاپنجره اسیرن دوتابسته دوتاتنهایکی شون تو یکی شون من دیوارازسنگ سیاهه سنگسردسخت خارا زده قفل بی صدایی به لبای خسته ما نمی تونیم که بجنبیم زیرسنگینی دیوار همه ی عشق من وتو قصه است قصه دیدار همیشه فاصله بوده بین دستای من وتو باهمین تلخی گذشته شب وروزهای من وتو راه دوری بین مانیست امابازاینم زیاده تنهاپیوندمن وتودست مهربون باده مابایداسیربمونیم زنده هستیم تااسیریم واسه ماه های مرگ سخته تارهابشیم می میریم کاشکی این دیوار خراب شه من وتوباهم بمیریم توی یک دنیای دیگه دست همو بگیریم شایداونجاتوی دل هادردبیزاری نباشه میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه
ازروی دلتنگی: توهمونی که دل من به کمندتواسیره همیشه بانگاهی دل اوآروم می گیره توهمون حس غریبی مثل گل های بهاری که حتی توزمستون سرخ وخوب وماندگاری منم اون عاشق خسته که بااین شعرشکسته کنج این گوشه عاشق به امیدتونشسته
چهره تو: سرم ازعشق توگرم است تمام شهر می داننددلم درسینه میلرزد!!! بهارازچشمان تو زیباست نگاهت باغ درباغ گل نیلوفررولبهات گل آتش بدل داردطلوع عشق رابنگر شرابی عاشق سرکش که عشق آسان نموداول ولی افتاد مشکلها
توروزبه روزقشنگر عزیزوخوب ومعطر توباغسارپرازکاج؛فرازقله یکی تاج توچشمه های شعروترانه برای عشق دام ودانه سکوت سبزتوزیبا نگاه گرم تودریا همیشه خشگل وآروم همیشه دانه صددام زراه دورسرابی؛کنارمن لطافت آبی توفصل خوب خدایی توشعرناب وفایی!!!
یاس کبود: من آن کبودم ودلم می خواهدازعطرگیسوانم تورامست کنم وبازیبایی ام چشمانت راخیره نمایم ولی به یادداشته باش مراتنهادرآن عطروزیبایی نبینی آنچه راهستم نگاه کن واگر آن رازیباومعطرنیافتی ،ازعشق سیرابم کن؛ مرااینگونه بخوان
چه نگاهی داری؟ سردهمچون برف؛بی تفاوت خالی امروزتونگاهت آسمانی است تهی! گوئی صدهاخنجرروی پلکات روئیده چه کسی برده رنگ شیرین توجهت بازی عشق زچشمان قشنگت؟ چقدرزیبایی!!!!! بهاردرنفس توچه عالمی دارد. توروزبه روزقشنگر عزیزوخوب ومعطر توباغسارپرازکاج؛فرازقله یکی تاج
|
About![]()
Archivesآبان 1388اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 Links
حرف های دل من(فاطمه)
|